خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در هر گذر که بی گه و گاهی نشسته امبهر رسیدن چو تو ماهی نشسته ام
۲
گویند یک نگاه ز دور از توام بس استمن هم در آرزوی نگاهی نشسته ام
۳
هرگز چو پیش روی تو راهم نمی دهندبی راه و روی بر سر راهی نشسته ام
۴
پیش درت به خاک مذلت فتاده امگویی به صدر مسند جامی نشسته ام
صفحهٔ ۱ از ۲