خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی رخسار و خطت آیت لطف و ستم با همامید و بیم عشقت مایه شادی و غم با هم
۲
چه گویم وصف رخسار و دهانت کان گل و غنچهز بستان وجود افتاده و باغ عدم با هم
۳
برو مطرب که در چنگ غم هجران چو عود امشبدل و جان ساز کرده ز آه و ناله زیر و بم با هم
۴
همی راند سوار آن شوخ و از هر جانبش جانهاروان گشته که دیده ست این چنین شاه و حشم با هم
صفحهٔ ۱ از ۲