خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خواهم که دمی در قدم آن پسر افتمرخ بر کف پایش نهم و بی خبر افتم
۲
دیگر به نظاره نروم بر سر راهشترسم که شوم بی خود و بر رهگذر افتم
۳
هر چند به صد خواریم افتاده به راهشآن روز مبادا که به جای دگر افتم
۴
روز اجل ای بخت مرا بر در او برباشد که بر آن خاک در از پای درافتم
صفحهٔ ۱ از ۲