خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو می دور ازان لعل میگون خورمحریفان می لعل و من خون خورم
۲
شدم ناتوان از غمش وین زمانخورم غم که دیگر غمش چون خورم
۳
مده عشوه گو کز غمش بی خودممن از باده مستم چه افیون خورم
۴
حریفان کم می گرفتند و منبه یاد لبش هر دم افزون خورم
صفحهٔ ۱ از ۲