شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۶۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنمگه به مکه منزل و گه در مدینه جا کنم
۲
بر کنار زمزم از دل برکشم یک زمزمهوز دو چشم خون فشان آن چشمه را دریا کنم
۳
صد هزاران دی درین سودا مرا امروز گشتنیست صبرم بعد ازین کامروز را فردا کنم
۴
یا رسول الله به سوی خود مرا راهی نمایتا ز فرق سر قدم سازم ز دیده پا کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth