خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا با تو من دلشده یکجا ننشینمگر سر برود فی المثل از پا ننشینم
۲
بی رنج کسی چون نبرد ره به سر گنجآن به که بکوشم به تمنا ننشینم
۳
تا با تو رقیبان تو تنها ننشینندیکدم ز رقیبان تو تنها ننشینم
۴
دادی به زبان دگران وعده قتلمدر کوی تو جز بهر تقاضا ننشینم
صفحهٔ ۱ از ۲