خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای ساقی مهوش بده جام می رخشانبه روی شاه ابوالقاسم معزالدوله بابرخان
۲
شهنشاه فلک مسند که زد از دولت سرمدقدم بر تارک فرقد علم بر طارم کیوان
۳
رخش آیینه دلها لبش حلال مشکلهاکفش دریا و ساحلها ز موجش قلزم احسان
۴
ز باغ جاه او برگی ست این زنگارگون گلشنز قصر قدر او خشتی ست این فیروزه رنگ ایوان
صفحهٔ ۱ از ۲