خلوتی با جامی
شمارهٔ ۷۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فلک تا کی دل و جان خرابی سوختنذره ای را در فراق آفتابی سوختن
۲
گر شود خورشید رویت را همه عالم حجاباز دل گرمم به هر آهی حجابی سوختن
۳
صد سلامت بیش گفتم یکره آن لب رنجه کنچندم آخر در تمنای جوابی سوختن
۴
عشرتی باشد به بزم شمع رخساری چو توگه به نازی مردن و گاه از عتابی سوختن
صفحهٔ ۱ از ۲