خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بر سریر حسن جم آیین و کی شکوهاز سنگ جور و بار غمت پشت ما به کوه
۲
پیش درت به خاک مذلت فتاده استگر تاج شوکت است و گر افسر شکوه
۳
سری که نانوشته همی خواندم از رختخط تو شرح داد علی احسن الوجوه
۴
ای جسته حل مشکل ما ز اهل صومعهباز آ که این گره نگشاید ازان گروه
صفحهٔ ۱ از ۲