خلوتی با جامی
شمارهٔ ۸۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آی و مرهمی به دل ریش خسته نهچشمی بدین دو دیده در خون نشسته نه
۲
پشتم شکست هجر تو گر بار می نهیباری به قدر طاقت پشت شکسته نه
۳
چون دل نمی دهد ز غمت گر دگر غمی ستآن هم بیار و بر دل از غم نرسته نه
۴
بگسست دل زمام صبوری به پای اواز زلف خویش یک دو سه تاری گسسته نه
صفحهٔ ۱ از ۲