خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بازم طفیل خیل سگان نام برده ایای من سگ تو گرچه به ناکام بردهای
۲
نگشاده دست بهر دعای تو من هنوزبی موجبی چه دست به دشنام برده ای
۳
می ران سمند ناز که در سرکشی گرواز خنگ چرخ و توسن ایام برده ای
۴
خودساز پست قدر رقیبان که نیست کسکآرد فرو خری که تو بر بام برده ای
صفحهٔ ۱ از ۲