شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخ برافروخته ای ماه منور شده ایقد برافراخته ای رشک صنوبر شده ای
۲
در نکویی رخ تو روز به روز افزون استدی نکو بودی و امروز نکوتر شده ای
۳
نیست حد بشر این حسن و لطافت که تو راستروح قدسی که بدین شکل مصور شده ای
۴
خوی تو با همه عشاق وفا و کرم استدر حق ما چه جفا جوی و ستمگر شده ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth