خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتمش با لعل جان بخش از مسیحا کم نییگفت دم درکش که تو شایسته این دم نیی
۲
گفتم از دامت رهایی یابد آخر مرغ دلگفت گویا واقف این جعد خم در خم نیی
۳
چند نالم گفتم از دست تو در عالم چو نیگفت رو می نال پندارم تو در عالم نیی
۴
گفتمش می بارد از ابر غمت باران دردگفت چون سبزه ازان باران چرا خرم نیی
صفحهٔ ۱ از ۲