خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز شیخ چله نشین دور باش و چله ویکه هست چله وی سردتر ز چله دی
۲
سلوک وادی خون خوار فقر چون آیدز لاشه ای که بود پیش اهل دل لاشی
۳
نشان چه می دهد از شاه بارگاه قدمنکرده یک قدم از شاهراه امکان طی
۴
خیال بین تو که سودای رهبری داردز رهروان طریقت نه پای دیده نه پی
صفحهٔ ۱ از ۲