خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همچو مه طالع شدی در دیده منزل ساختیخانه دل را ز مهر دیگران پرداختی
۲
برگذشتی فارغ از من نی سلام و نی علیکمی ندانم کردیم نادیده یا نشناختی
۳
در بر سیمین دل چون سنگ بیرون آمدیسنگ در هنگامه سیمینبران انداختی
۴
عمرها دور از بر تو بینوا بودم چو چنگهرگزم روزی به بر نگرفتی و ننواختی
صفحهٔ ۱ از ۲