خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خسته زخم عشقم ای ساقیلا طبیب لها و لا راق
۲
باده غمزدا فکن در جامانه رقیتی و تریاقی
۳
دردنوشان چو درد من دیدندحیث اجری الدموع آماقی
۴
بس که راندند خون دل ز مژهفاض اقداحهم کاحداقی
صفحهٔ ۱ از ۲