شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سر تا به قدم غرقه دریای زلالیاز تشنه لبی بر سر هر چشمه چه نالی
۲
پیش لب تو صد قدح باده لبالببر ساغر خالی لب خود بهر چه مالی
۳
از عالم صورت که همه نقش خیال استره سوی حقیقت نبری در چه خیالی
۴
ای خواجه عالی محل این دیر مغان استبر صدر مکن جا که تو از صف نعالی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth