خلوتی با جامی
شمارهٔ ۹۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای فتنه چشم تو جهانیمی کن نظری به ناتوانی
۲
پیوسته به قصد ما ز ابروتا گوش کشیده ای کمانی
۳
هر کس برت آورد متاعیماییم و همین حقیر جانی
۴
هستم سگکی بر آستانتخرسند ز تو به استخوانی
صفحهٔ ۱ از ۲