شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۹۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز شهر تن نکنی دل به ملک جان نرسیبر این جهان ننهی پا بر آن جهان نرسی
۲
حضیض نفس زمین و آسمان ست ذروه عشقتو پای بست زمینی به آسمان نرسی
۳
دو روزه حبس قفس سهل باشد ای بلبلازان بترس که دیگر به بوستان نرسی
۴
زبان عشق چه داند فقیه شهر این حرفمگوی تا به حریفان هم زبان نرسی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth