خلوتی با مولانا
بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون سلیمان را سراپرده زدندجمله مرغانش به خدمت آمدند
۲
همزبان و محرم خود یافتندپیش او یک یک بجان بشتافتند
۳
جمله مرغان ترک کرده چیک چیکبا سلیمان گشته اَفْصَحُ مِنْ اَخیک
۴
همزبانی خویشی و پیوندی استمَرد با نامحرمان چون بندی است
صفحهٔ ۱ از ۵