خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۶
قطعات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به جنگجو صنم خویش گفتم ای صد باررسیده سنگ جفایت بر آبگینه من
۲
رسان به سینه من سینه را به رسم صفاکه پاک به دل همچون تویی ز کینه من
۳
به عشوه گفت تو را سینه گرچه صاف آمدگمان مبر که رسد در صفا به سینه من
صفحهٔ ۱ از ۱