خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دی گذشتیم برآن دلبرو گفتیم دعاقال من انتم قلنا فقراء غربا
۲
فقراییم و عجب آنکه نخواهیم ز توهیچ حاجت که تویی در دو جهان حاجت ما
۳
غرباییم و نداریم بجز تو وطنیچند باشیم چنین از وطن خویش جدا
۴
به فقیران نظری کن که به تأیید نظربرمس فقر فقیران تویی اکسیر غنا
صفحهٔ ۱ از ۲