خلوتی با جامی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خط دمید از لب نوشین تو شیرین دهناخضر خواند انبته الله نباتا حسنا
۲
خامه صنع ثنای تو رقم کرد به حسنبرگل از سبزه نوخیز زهی حسن ثنا
۳
درازل سر دهانت ز ملک خواست حکیمنعره برداشت که سبحانک لا علم لنا
۴
سست بنیاد بود وعده وصل از تو بسیکی توان خانه امید برآن کرد بنا
صفحهٔ ۱ از ۳