خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شراب لعل باشد قوت جانها قوت دلهاالا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
۲
چو ز اول عشق مشکل بود و آخر هم چرا گویمکه عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها
۳
خوشا مستی که هشیار از حرم خیزد ازآن فارغکه بود اندر میان راهی و اندر راه منزلها
۴
ندانم کز کدامین پرده زد حادی نوا کامشبز گلبانگ حدی سیر دگر دارند محملها
صفحهٔ ۱ از ۲