خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مجلس پیر مغان است و پر از باده سبوهاطیب الله بها وقت کرام شربوها
۲
هر طرف باده به کف درد کشانند نشستهاحسن الناس نفوسا و قلوبا و وجوها
۳
عشق بحریست عجب ژرف که از موج پیاپیکرده جوهای شگرف است روان از همه سوها
۴
بجه از جوی و درین بحر فکن کشتی خود راکه درین بحر شود متحد آخر همه جوها
صفحهٔ ۱ از ۲