شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای کرده نهان شرم جمال تو پری راروی تو خجل ساخته گلبرگ طری را
۲
بی تو به چمن ریختم از دیده بسی خوناین است سبب سرخی بید طبری را
۳
عالم همه در هم شد ازان روز که دادندمشاطگی زلف تو باد سحری را
۴
هرگه که خرامان شده ای برزده دامانپا آمده در سنگ ز تو کبک دری را
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth