خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کیست کز خون پر رقم بیند رخ زرد مرابرتو خواند حرف حرف این نامه درد مرا
۲
می شود باران اشکم ژاله برکشت امیدخاصیت اینست دور از تو دم سرد مرا
۳
دست امید من از دامان وصلت نگسلدگر دهد گردون به باد نیستی گرد مرا
۴
جز دلی ناید برون زاندوه عشقت صد شکافگر شکافی سینه اندوه پرورد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲