خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نهال قد تو آمد عصای پیری مابه راستان که مکش سر ز دستگیری ما
۲
تو را که دیده ز جاه و جمال خویش پر استچه التفات به مسکینی و فقیری ما
۳
تو آفتاب بلندی و ما چو ذره حقیربود بلندی قدر تو از حقیری ما
۴
ز مهر روی تو گشتیم شاه کشور عشقکجا به عقل رسد منصب وزیری ما
صفحهٔ ۱ از ۲