خلوتی با جامی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما رند و عاشقیم و نظرباز و می پرستبر ما حرام جز می و معشوق هر چه هست
۲
زاهد کشید بر صف خمهای باده سنگیا رب مباد بر صف این پردلان شکست
۳
در انتظار روی تو بودم نشسته دوشتا وقت صبح آیینه جام می به دست
۴
پنداشتم که لمعه نور جمال توستاز هر طرف ستاره درخشید و برق جست
صفحهٔ ۱ از ۲