خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نکرد لطف تو کاری و وقت کار گذشتنشد وصال تو روزی و روزگار گذشت
۲
شب انتظارم برم روز را و روز تو رابیاکه روز وشب من در انتظار گذشت
۳
به هر دلی که زدی ناوکی ز غمزه خویشخدنگ حسرتم از سینه فگار گذشت
۴
به باغ عمر گلی خواستم ز شاخ امیدخیال روی تو در چشم اشکبار گذشت
صفحهٔ ۱ از ۲