شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بلبل چو مطربان به غزلخوانی آمده ستبر وی شکوفه در درم افشانی آمده ست
۲
همچون شکوفه شو درم افشان که جمع آنهرجا که هست تخم پریشانی آمده ست
۳
پژمرده بود از دم وی باغ و این زمانآبی به رویش از نم نیستانی آمده ست
۴
هر شاخ گل ز غنچه نشکفته با دلیچون عاشقان پر آتش پنهانی آمده ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth