شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۱۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش آن که شد به دلی از مضیق حرص آزادمقیم کنج قناعت درین خراب آباد
۲
نسیم خیر دهد آب و خاک کلبه فقرکسی که ساعی آن شد خداش خیر دهاد
۳
بکن بنای سرای فنا ز ساحت دلپی سرای بقا استوار کن بنیاد
۴
به خشت علم و عمل خانه در بهشت نساختجز آن که در ره دین قالب درست نهاد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth