خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل من راه دینداران ره میخانه میداندوز این ره هرکه دور، او را ز دین بیگانه میداند
۲
هوای گنج دارد چغد و چندین گرد ویرانهازان گردد که جای گنج در ویرانه میداند
۳
زبان کرد از زبانه شمع تا عشاق را خواندزبانش را دلی روشن همین پروانه میداند
۴
به زنجیر جنون خوش آنکه چون دیدی مرا گفتیکه ذوق عشق اگر میداند این دیوانه میداند
صفحهٔ ۱ از ۲