شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وقت گل خوش آن که جا بر طرف گلشن می‌کنددیده را زآب روان و سبزه روشن می‌کند
۲
خانه دل را که از دود زمستان تیره بوددر حریم بوستان از دیده روزن می‌کند
۳
همچو نرگس می‌نهد بر کف به عشرت جام میپای سرو و سایه گلبن نشیمن می‌کند
۴
می‌نشاند گل‌رخی یا لاله‌رویی پیش خویشگردش از گل توده و از لاله خرمن می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth