خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پریرخا چو خیالت فسونگری گیردازان فسون من دیوانه را پری گیرد
۲
ز دام عشق تو مشکل کسی تواند جستچو گرد یاسمنت سنبل طری گیرد
۳
ز شهر صبر دلم خیمه زد برون اینستسزای آن که چو من یار لشکری گیرد
۴
قدم ز دیده کنم در رهت نه فرق چراسلوک راه تو را مرد سرسری گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲