خلوتی با مولانا
بخش ۱۱۱ - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک شب اعرابیزنی مر شوی راگفت و از حد برد گفت و گوی را
۲
کین همه فقر و جفا ما میکشیمجمله عالم در خوشی ما ناخوشیم
۳
نانمان نه، نانخورشمان درد و رشککوزهمان نه، آبمان از دیده اشک
۴
جامهٔ ما، روز تاب آفتابشب، نهالین و لحاف از ماهتاب
صفحهٔ ۱ از ۳