شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۴۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تو نور مطلقی و دیگران مجالی نورتجلی تو درآنها به اختیار و شعور
۲
شئون ذات تو کز حد و حصر بیرون استز غیب ذات چو بر علم و عین کرد عبور
۳
شد از تجلی اول حقایق اعیانکه در مطاوی علمند جاودان مستور
۴
شد از تجلی ثانی مظاهر اکوانکز آنست ساحت ویرانه عدم معمور
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth