خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون بامداد بینمت ای ماه دلفروزدر عیش و خرمی گذرانم تمام روز
۲
چون خورهزار رشته بتاب از فروغ خویشچشم مرا ز هر چه نه دیدار خود بدوز
۳
بهر گزند چشم خسان برفروز رخهمچون سپند مردمک چشمشان بسوز
۴
با غمزه هرکه دید خم ابروی تو گفتتیریست سینه سوز و کمانیست کینه توز
صفحهٔ ۱ از ۲