خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن تهیدست چه خوش گفت می لعل به کفکه خوش آن کس که به می حاصل خود کرد تلف
۲
صرف کن در ره می هرچه به دست راست تو راکه نوای طرب از دست تهی دارد دف
۳
صف کشیدند به میخانه همه خم شکنانصفدری کو که به همت بدراند این صف
۴
زخم پیکان تو را بر دگری نپسندمهرکجا تیر زنی سینه من باد هدف
صفحهٔ ۱ از ۲