شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا ای ز سر تا قدم جان پاکز هر تن خطاب تو روحی فداک
۲
ز دست توام هرچه آید خوش استچه آب حیات و چه زهر هلاک
۳
به خاک درت سجده می خواستمولی بردم این ارزو را به خاک
۴
مرا تا خیال تو شد مرغ دامقفس وار دارم دل چاک چاک
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth