خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
محتسب در دست سنگ انداخت در خمخانه چنگوای رندان گر درآید پای خم می به سنگ
۲
مجلس مستان بهارستان عیش و عشرت استگل در او رخسار ساقی، لاله جام لاله رنگ
۳
قاصد وقت خوشم در میکده مطرب کجاستتادهد در پای خم دامان مقصودم به چنگ
۴
صوفیم آن دم که گردد وقت من خوش در سماعچاک رسوایی زنم در خرقه ناموس و ننگ
صفحهٔ ۱ از ۲