شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون ز فیض رشحات نم باران قدمسربرافراخت نی از خاک نیستان عدم
۲
کرد در خود نظری دید قبایی زقصبتنگ بر قامت او دوخته خیاط کرم
۳
لیک دانست که باپای فرو رفته به گلهست در زیر قبا صد گره و بند به هم
۴
گفت یارب بگشا این گره و بند وبدهدست لطفی که برآرم زگل و آب قدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth