شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۰۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبح است و از خمار شبم مانده تلخکامهات الصبوح صبحک الله یا غلام
۲
در بزم تو به دور پیاپی چه حاجت استیک جام نیم خور تو باشد مرا تمام
۳
خام است هرکه پخت خیال وجود غیرخوشوقت پخته ای که برست از خیال خام
۴
زاهد گرفت سبحه به کف صید عام رااز مهره کرد دانه و از رشته ساخت دام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth