خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بنشین دمی که پیش رخت زاریی کنمبا طره تو شرح گرفتاریی کنم
۲
دل را که از کدورت ایام بی صفاستاز نور طلعت تو صفا کاریی کنم
۳
دارم هوای قد تو بر یاد قد توستگر سرو را به باغ هواداریی کنم
۴
تا دیده ام که پرسش بیمار می کنیهر دم ز تو بهانه بیماریی کنم
صفحهٔ ۱ از ۲