شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نشان پای سگانت که بر زمین بینمبرآسمان شرف هست عقد پروینم
۲
برآن سرم به رهت کرده پای از سر خویشکه تا به جاست سر من ز پای ننشینم
۳
جمال عارض و خط تو یاد می‌آیدبه گرد صفحه باغ از خط ریاحینم
۴
چو آمدی به سرم عمر رفته باز آمدبرفت جان چو خرامان شدی ز بالینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth