خلوتی با جامی
شمارهٔ ۳۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب که سر از حلقه سلک سگانت برزنمطوقدار حلقه دم باد از ایشان گردنم
۲
مهر و مه تابد ز روزن ور تو مهمانم شویبر فلک تابد فروغ مهر و ماه از روزنم
۳
در تن از پیوند دل هر جا فتاده آتشیستجای آن دارد اگر دل را ازین تن برکنم
۴
همچو سایه با من از هستی من چیزی نماندقد نما چون سرو تا خود را به پایت افکنم
صفحهٔ ۱ از ۲