خلوتی با مولانا
بخش ۱۲۰ - تسلیم کردن مرد خود را به آنچ التماس زن بود از طلب معیشت و آن اعتراضِ زن را اشارات حق دانستن. به نزد عقلِ هر داننده ای هست، که با گردنده گرداننده ای هست
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مرد زان گفتن پیشمان شد چنانکز عوانی ساعت مردن عوان
۲
گفت خصم جانِ جان چون آمدمبر سر جان من لگدها چون زدم
۳
چون قضا آید فرو پوشد بصرتا نداند عقل ما پا را ز سر
۴
چون قضا بگذشت خود را میخوردپرده بدریده گریبان میدرد
صفحهٔ ۱ از ۳