شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۳۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب افتاده ست شوری در میان عاشقانگویی آن کان نمک شد میهمان عاشقان
۲
با خیال خط سبزش خوان عشق آراسته ستهرگز این سبزی مبادا کم ز خوان عاشقان
۳
عاشقان رفتند و می آید پی گمگشتگانهمچنان بانگ درای از کاروان عاشقان
۴
عشق می ورزی زمین و آسمان طی کن که هستاز زمین و آسمان بیرون جهان عاشقان
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth