خلوتی با جامی
شمارهٔ ۴۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هست انجمن ما چمنی پر گل و لالهگل عارض ساقیست دراو لاله پیاله
۲
افسرده چو ژاله ست نگهدار خدایااز ساحت این تازه چمن آفت ژاله
۳
باشد سخن عشق یکی لیک گرفتهعارف ز دل صافی و واعظ ز رساله
۴
می ده که گره شد به دلم غصه ایامآب است دوا چون به گلو ماند نواله
صفحهٔ ۱ از ۲