شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۴۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رخت را مه نخوانند اهل توجیهکه روشن نیست چندان وجه تشبیه
۲
مکن از خوان وصلت منع سایلکه خارج باشد از قانون توجیه
۳
غمت با دل دو حرف آمد ز یک جنسکه آن مدغم بود وین مدغم فیه
۴
اگر حاجت به شمع افتد شبت راز جان رشته دهم وز چشم و دل پیه
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth